مفهوم شناسی، ماهیت و ابعاد جنگ نرم (1)

شنبه 27 شهریور 1395 04:52 ب.ظ

 

فرهنگستان علوم اسلامی قم - مفهوم شناسی، ماهیت و ابعاد جنگ نرم (1)

  • فرهنگستان علوم اسلامی قم - مفهوم شناسی، ماهیت و ابعاد جنگ نرم (1)
    پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم،حجت الاسلام محمدرضا کتابی/ کلیدواژه "جنگ نرم" یکی از پربسامد ترین واژه های چند سال اخیر در سپهر سیاسی و فرهنگی جامعه ایران است و پیرامون آن مباحث گسترده ای صورت گرفته است. مقام معظم رهبری (مد ظلله العالی) در طی سالیان رهبری بابرکت خود در باره خطر تهاجم و نفوذ دشمن در قالب کلیدواژه هایی چون تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، قتل عام فرهنگی و ناتوی فرهنگی همواره هشدار داده اند.

    اما آخرین و جدیدترین تعبیری كه ایشان از این هجوم داشته‌اند، مفهوم «جنگ نرم» است كه ابعاد و گستره‌ای فراتر ازتهاجم فرهنگی دارد. حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در مقاطع مختلف، جنگ نرم را این‌گونه توصیف نموده‌اند: «امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با یك جنگ عظیمى مواجه است، لیكن «جنگ نرم» (۴/۹/۸۸) معظم له در همین جلسه با اشاره به ضرورت دفاع و مقابله با این جنگ نرم همه جانبه می فرمایند: هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى با یك حركت همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جانبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى متكى به زور و تزویر و پول و امكانات عظیم پیشرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى علمىِ رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى. باید با این جریان شیطانىِ خطرناك مقابله شود. (همان) بنده به مسئولین همیشه توصیه میکنم، میگویم قوی باشید، اما دشمن را هم ضعیف نینگارید. نباید از دشمن غفلت کرد. دشمن از راههای مختلف وارد میشود؛ یک روز صحبت تحریم است، یک روز صحبت تعرض نظامی است، یک روز صحبت جنگ نرم است، یک روز صحبت تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی است. دشمن از راههای مختلفی وارد میشود؛ باید هشیار بود. (۲۲/۷/۱۳۹۱) البته معظم له در بیانات اخیر خود بارها از پروژه نفوذ به عنوان یکی از راهکارها و راهبردهای مهم دشمن در عرصه¬ی جنگ نرم سخن به میان آورده اند که در یادداشت های بعدی به تفصیل به آن خواهیم پرداخت.

    امروز جنگ نرم دشمن در قالب ابزارها و راهکارهای متفاوت و متنوع و در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و نیز در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی و به باور ما در یک مقیاس تمدنی در حال پیگیری و انجام است و بی گمان مقابله با آن محتاج شناخت و تحلیل دقیق ابعاد و سطوح گسترده و پیچیده آن است. برای ارائه توصیف روشن از جنگ نرم و بررسی ماهیت و چرایی این جنگ و فهم ابعاد عمیق، وسیع و پیچیده آن باید به مبانی و بنیان های این درگیری توجه کرد و این درگیری را در قالب نبرد دائمی و همه جانبه دو جبهه حق و باطل ملاحظه نمود و تحلیل جامع و مبسوطی از آن ارائه داد. بنا داریم ان شاءالله به حول و قوه الهی در قالب چندین یادداشت کوتاه اندکی از ابعاد وسیع جنگ نرم جبهه باطل علیه اسلام و انقلاب اسلامی را توصیف نماییم.

    توصیف درگیری حق و باطل از منظر فلسفه تاریخ

    درگیری و جنگ میان دو جبهه حق و باطل و نور و ظلمت عمری برابر با تاریخ خلقت انسان دارد. از ابتدای خلقت حضرت آدم علی نبینا وآله وعلیه‌السلام و دستور خداوند متعال مبنی بر سجده آسمانیان بر ایشان و استکبار و تمرد شیطان رجیم، دو جبهه "نور و ظلمت" و یا "حق و باطل" با دو جهت گیری متفاوت گشوده شد که اولی در پی توسعه و بسط جریان بندگی خدای متعال و دیگری به دنبال عصیان و سرکشی و طغیان در مقابل پروردگار است.

    بر اساس فلسفه‌ی تاریخ الهی جریان تاریخ یک جریان هوشیار و زنده است و بر محور ربوبیت خدای متعال اداره میشود؛ البته خدای متعال ـ که رب العالمین است ـ برای نظام اختیارات انسانی سهمی در نظام تاریخی قائل شده است و به همین‌ دلیل است که ارادههای انسانی بر تحولات اجتماعی تأثیرگذار می باشند؛ یعنی ارادهها اجازه دارند در مسیر «رشد و غی» حرکت کنند؛ حال در نظام اختیارات و اراده‌های انسانی و اجتماعی آنهایی که شدیدترین اختیار را در مسیر نور یا ظلمت نموده‌اند و از شدت و انگیزه بالاتری در این مسیر برخوردار بوده‌اند، سرپرستی و ولایت سایر افراد هم‌جهت خود را به عهده می‌گیرند و اساسی‌ترین نقش را در جهت دادن به حرکت سایر انسان‌ها و مسیر حرکت جامعه ایفا می‌نمایند. بنابراین دو نظام «حق» و «باطل» شکل می گیرد که یک طرف جریان حق بر محور انبیاء الهی است و طرف دیگر، جریان باطل بر محور شیاطین و فراعنه تاریخ است.

    قرآن کریم در آیةالکرسی به روشنی به وجود این دو جبهه تصریح می‌نماید و خدای متعال و مؤمنان را در یک جبهه و طاغوت و کافران را در جبهه مقابل جای می‌دهد. آنجا که خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ وَالَّذینَ كَفَروا أَولِیاؤُهُمُ الطّاغوتُ یُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولِئكَ أَصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدونَ(سوره مبارکه البقرة آیه ۲۵۷) خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.

    در این آیه‌ی شریفه علاوه بر معرفی و ترسیم دو جبهه نور و ظلمت و معرفی پرچمداران و اولیاء ‌این دو جبهه، به آثار و پیامدهای این دو سرپرستی نیز اشاره می‌شود و محصول و آثار ولایت خدای متعال و جبهه حق را نور و سعادت و پیامد ولایت‌ طاغوت و کفر را ظلمت و شقاوت معرفی می‌نماید.

    از منظر قرآن کریم سه جبهه مؤمنین، منافقین و كفار وجود دارد که این سه جبهه هر کدام یك پرچمدار و یك بدنه‌ دارند و پرچم داران هر سه جبهه، افرادی با ظرفیت ها و ویژگی های خاص و فوق العاده پیچیده هستند؛ یعنی هم وجود مقدس نبی اكرم و اهلبیت اشان شرح صدر دارند و بسیار دقیق، صبور و دور نگرانه عمل می‌كنند و فرصت كافی را برای طلب حق می‌دهند و در مقابل، سران نفاق و کفر نیز این گونه اند و واقعاً برای هزار سال آینده فكر کرده و برای غلبه كفر تا سطح جامعه پردازی و تمدن سازی طراحی و برنامه‌ریزی می‌كنند. این محورها با هم درگیر هستند، وَكَذٰلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الإِنسِ وَالجِنِّ ( سوره مبارکه الأنعام آیه ۱۱۲) اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم.

    این یك درگیری بسیار مهم، تاریخی، ظریف و پیچیده است که موضوع آن نیز اصل توحید و خدا پرستی است؛ یك جریان می‌خواهد كفر را اقامه كند و یك جریان نیز می خواهد نفاق را در عالم اقامه كند و بعد از طریق نفاق، ایمان را از بین ببرد و یك جریان هم می‌خواهد ایمان را در تاریخ حاكم كند. در این درگیری اولیاء نور همراه با شرح صدر، بسیار ظریف و دقیق عمل كرده و و نقشه های تاریخی اولیاء طاغوت را خنثی كرده و بر آنها غالب شده اند.

    درگیری همه جانبه و سخت و نرم دو جبهه حق و باطل

    وسعت و دامنه این درگیری، تمام تاریخ را پوشانده است و محدود به عرصه‌ها و حوزه‌های خاصی نمی‌باشد، بلکه تمامی ابعاد و شئون فردی، اجتماعی و تاریخی را در بر گرفته است.

    این نبرد و درگیری از ابتدای خلقت آغاز و تا برپایی حکومت جهانی حق و محو باطل ادامه خواهد داشت. از آنجا که هر دو جبهه حق و باطل از مواضع و اهداف و آرمان‌های خود عدول نخواهند کرد، از این‌رو درگیری برای حاکمیت حق و حقیقت و توسعه بندگی خدای متعال و در مقابل تلاش برای حاکمیت شیطان و پرستش اهواء، به صورت دائم و همه‌جانبه ادامه خواهد داشت.

    موضوع درگیری اصلی این جریان، مسئله عبودیت و استکبار است و جریان تاریخ از همین نقطه آغاز می شود ؛ یعنی یک نظام بر محور انبیاء الهی به دنبال گسترش حقیقت بندگی و عبودیت است و نظام دیگر به دنبال گسترش نفسانیات و تفرعن است؛یعنی در حقیقت، قطب درگیریهای اساسی جهان، درگیری ایمان و کفر است. مهم‌ترین موضوع درگیری و میدان اصلی این نبرد نیز تلاش برای در اختیار گرفتن سرپرستی انسان و جامعه می‌باشد و تسلط بر ابزار و امکانات و منابع فرع بر این موضوع اصلی است.

    این درگیری گسترده و در مقیاس تمدنی است. به طور طبیعی هر دوی این نظام‌ها ارزش، اخلاق و عقلانیت خاص خود و سپس قصد تصرف در جهان و ساختن تمدن را دارند؛ یعنی دو مسیر تمدنی در تاریخ شکل میگیرد که یکی تمدن انبیاء و دیگری، تمدن فراعنه است. در واقع انسان در مسیر عبودیت و استكبار خویش، به حضور اراده ها در همدیگر و تجمع اراده ها و ایجاد یك اراده بزرگتر (اراده اجتماعی) و تشکیل جامعه روی آورده است. جریان تاریخی که حول محور انبیاء شكل گرفته است، جامعه مؤمنین را تشکیل داده است و جریان مقابل جامعه فراعنه و کفار را درست کرده است. جامعه مؤمنین توسعه قرب و جامعه غیر موحدین، توسعه ابتهاج به ماده را هدف گذاری نموده اند. این دو مسیری است كه در تاریخ وجود داشته است و بعد فرهنگ و سیاست و اقتصاد خودشان را دنبال نموده و به دنبال تسخیر طبیعت، ابزارسازی و تمدن سازی هستند.

    نکته‌ی بسیار مهم و حائز اهمیت این است که هیچ‌یک از صفحات تاریخ را نمی‌توان خالی از نبرد این دو جبهه به تصویر کشید و مشاهده نمود؛ آنجایی که نیز به ظاهر نبرد و جنگی مشاهده نمی‌شود، درگیری و جنگ در سطحی دیگر و به شکلی دیگر به صورت جنگ نرم وجود داشته‌اند. در این جنگ نرم به جای درگیری سخت و نبرد فیزیکی و استفاده از سلاح‌های متداول و متعارف جنگی در هر زمان، از ابزارهای سیاسی و فرهنگی تأثیرگذار بر روح و روان و عواطف و احساسات و تمایلات و فکر و اندیشه انسانی بهره گرفته می‌شود. در واقع جنگ سخت و رویارویی آشکار نظامی و فیزیکی، مرحله آخر و بعد از درگیری‌های اعتقادی و فکری است.

    این یک حقیقت روشن است مادامی که این دو مکتب در مقابل یکدیگر هستند، امکان صلح پایدار در جهان وجود ندارد؛ یعنی هیچ گاه میان نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلیس که اصل جنگ بین حق و باطل بین این دو می باشد، صلح و آشتی واقع نمی شود.

    در این نگاه فلسفه تاریخی، سر حلقه‌های تكامل تاریخ با بعثت انبیاء الهی رقم می خورد و مفهوم تكامل تاریخ هم جز قرب جامعه بشری به پذیرش بیشتر ولایت الهیه و نزدیكی به ظهور وساحت تجلی دولت حقه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) نیست. بر اساس نگاه قرآنی، آینده تاریخ بشریت آینده روشنی است که در آن جریان حق، ایمان و عبودیت گسترش خواهد یافت. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ » (سوره مبارکه نور، آیه ۵۵) «خدا به كسانى كه از شما ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند وعده فرموده است كه آنان را در زمین خلیفه گرداند چنانچه پیشینیانشان را خلیفه كرد و دین پسندیده آنان را بر همه ادیان مسلّط گرداند.»

    پایان بخش نخست. ادامه دارد...

    101